تبليغاتX
راه راه می شویم
گاه نوشته های محسن عباسپور

داستان پریشان، چیزی فراتر از مجموعه ­ای آب در دشت کازرون است. گزارشی مستند از رد پای هزاران ساله انسان در دریاچه پریشان را به همراه تصاویری که بعضاً برای نخستین بار است که منتشر می شوند تنظیم کردم. این گزارش را از اینجا در خبرگزاری مهر و نسخه ی چاپی آن را در شماره 176 هفته نامه بیشاپور مطالعه بفرمایید.



+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 20:6  توسط محسن عباسپور   | 

تصویر جلد گاهنامه سرزمین من ـ ویژه نامه ایران شناسی همشهریویژه نامه ایران شناسی «سرزمین من» که در مجموعه مجلات «همشهری ماه» قرار می گیرد، از زمان آغاز انتشار، دید متفاوتی را نسبت به  حوزه ی میراث فرهنگی، محیط زیست و گردشگردی در پیش گرفته است. این نشریه پس از سه شماره انتشار به صورت گاه نامه، ثابت نموده به دنبال سوژه های بکر فرهنگی و طبیعی ایران است. سوژه­هایی که با استفاده از مقالات و یادداشت های دقیق و علمی و صدالبته قابل فهم و پذیرش برای مخاطب عمومی پرداخت شده و به انضمام تصاویری عموماً حرفه ای و با کیفیت های بسیار مناسب، به دست مخاطب می رسند.

در این میان طراحی مناسب صفحه ها، کیفیت مطلوب چاپ، نوع کاغذ استفاده شده که از سری کاغذهای گلاسه محسوب می شود، به همراه تماماً رنگی بودن این نشریه 150صفحه ای امتیازات مناسبی را در زمینه ی رعایت اصول حرفه ای چاپ نشریه نیز برایش فراهم ساخته است.

در طول این چند شماره گرچه پرونده های پرمخاطب و جذابی که از برجسته ترین آنها می توان به پرونده «گاندو، تمساح برکه های ایران» اشاره کرد، تنظیم و منتشر شده است، اما به جد جای خالی نوشتن از آیین ­ها و بناهای مربوط به اقلیت ­های مذهبی به خصوص زرتشتیان که حرف های بسیاری برای گفتن دارند، احساس می شود. در این میان اما پرداختن به ریشه های فرهنگی ایران در کشورهای همسایه آن هم به صورت مستند و علمی، باب تازه ای را هم برای نویسندگان نشریه و هم برای مخاطبان باز نموده است. پرداختن به حوزه هایی همچون تاج محل، مزار شریف و سین کیانگ از جمله همین مطالب هستند که خواندنشان برای مخاطب ایرانی سرشار از داده های ناب تاریخی است.

بعضی عکس های موجود در این ویژه نامه آنقدر چشم نواز ثبت شده و حرفه ای کار شده اند که به نوعی نشریه را به یک مجله عکس با توضیحات کافی تبدیل نموده است.

گرچه بنا به گفته ی بخش اشتراک مجلات همشهری برای خواندن شماره ی بعدی سرزمین من باید حدود دو ماهی صبر کرد، ولی باتوجه به مطالب بدون انقضا این نشریه، پیشنهاد می کنم حتی با تهیه شماره های پیشین، آن را به سبد خرید مجلات خود اضافه کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 9:55  توسط محسن عباسپور   | 

طی چهار هفته گذشته روزهای یکشنبه و قبل از پایان صفحه بندی صفحه خبر هفته نامه، هم با آقای عسکری نژاد (رییس شورا) و هم با آقای عسکری (شهردار) تماس می گرفتم و آخرین وضعیت استعفا شهردار را جویا می شدم.

این چهار عنوان، تیتر خبرهایی بودند که به ترتیب طی این هفته ها و در همین ارتباط منتشر کردیم:

1ـ استعفا شهردار روی میز شورا

2ـ تعیین تکلیف شهردار به لحظه های پایانی نزدیک می شود

3ـ رأی های ممتنع سرنوشت استعفا شهردار را مشخص می کند

4ـ شهردار ماند، حاشیه های استعفا ادامه دارد

یکشنبه این هفته و برای تنظیم خبر چهارم که با هر دو این مسوولین صحبت می کردم از احتمال تکرار استعفا و واکنش ها پرسیدم. عسکری نژاد در پاسخ گفت: اگر این استعفا تکرار شود، به احتمال زیاد شورا تصمیم دیگری را می گیرد. عسکری هم گرچه با لبخندی پر معنی از چگونگی تبادر چنین احتمالی سخن گفت، ولی تأکید کرد: کسی از فردای خود و ماجراهایی که در روزهای بعد اتفاق می افتد خبر ندارد.

و شاید نسبیت خفته در همین جمله کافی بود تا بتوان پیش بینی نمود شهردار قصد ماندن ندارد و اینگونه بود که پس از کش مکش های فراوان، شهردار صبح امروز برای بار دوم در یک ماه گذشته، استعفا خود را به شورا فرستاد.

پرواضح است در چنین شرایطی حتی طرفداران سرسخت شهردار هم دیگر واکنش پررنگ و محسوسی را نسبت به ماندن وی نخواهند داشت و پس از اعلام تصمیم جدید شورا، بایستی در انتظار تحلیل ها و صد البته حرف های ناگفته ای ماند که عسکری بارها در خبرها و موضع گیری های خود، وعده آن را داده بود.

شهر اما، در انتظار تصمیم شورا برای تعیین شهردار جدید خواهد ماند. شهرداری که روزهای آسانی را حداقل در شروع کار نخواهد داشت.


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 13:58  توسط محسن عباسپور   | 



حتی فکرش را هم نمی ­کردم سطح آب شاهپور اینقدر از آسمان فاصله گرفته و به زمین نزدیک شده باشد. رودخانه ­ای که روزهای کودکی ­ام را پرآب و بی­تاب کرده بود و چه لحظه ­های پر از نشاطی را در کنارش گذرانده بودم، چند سالی است که همچون همسایه­ ی چند صد ساله­ اش، (رودخانه جره) با مشکل کمبود آب مواجه شده است. گرچه آمارها و اطلاعات جدید مربوط به جریان ­های آب این رودخانه را دنبال می ­کردم، ولی اصل ماجرا و عمق بحران را بهار امسال و دقیقاً زمانی که با چند نفر از دوستان وبلاگ ­نویس به دیدار تندیس پرشکوه شاهپور در غارشاهپور رفتیم، درک کردم. خوب یادم هست زمانی که کودک بودم و به اتفاق پدر و دوستانش به غار شاهپور می ­رفتیم، وقت را حتماً طوری تنظیم می ­کردند که پس از برگشت از غار، پاهای گرم و کوه رفته را به خنکای آب رودخانه ­ی شاهپور بسپاریم. این جمله ­ی همیشگی پدر را هم به یاد می ­آورم که می ­گفت: «اگر می ­خواهید شنا کنید، خیلی جلو نروید، عمق آب زیاد است و ممکن است غرق شوید». اما امسال که به غار رفتیم، نه تنها جایی برای غرق شدن در بستر خشک رودخانه نمانده بود، بلکه پاها هم در حسرت خنکای آب ماندند.

رودخانه ­ی شاهپور از چشمه­ های موجود در تنگ چوگان به آسمان ایران سلام می ­گفت و پس از عبور از مقابل غار شاهپور و نقوش برجسته­ ی تنگ چوگان، تمامی طول شهر بزرگ بیشاپور را طی می ­کرد و مسیرش را با رقص مواج و از میان باغ­ ها و کوه­ ها ادامه می ­داد و به رودخانه­ ی دالکی می ­پیوست و به دشت ­های جنوبی ایران سرازیر می­شد. این روزها اما، شاهپور ساسانی اگر بخواهد از دریچه ­ی چشمان مجسمه ­ای که بر فراز تنگ چوگان بنا نموده به رودخانه ­ای که به نام او زینت یافته نگاه کند، باید چند قدمی را تا مقابل دهانه ­ی غار بیاید و از آنجا به چشمه­ ی ساسان که تنها چشمه ­ی خروشان بازمانده از رود شاهپور است و در دهانه­ ی ورودی تنگ چوگان واقع شده نگاه کند تا شاید بتواند اندک آبی را که بنا بر آخرین اطلاعات از دبی 20مترمکعب در سال به یک متر مکعب کاهش یافته نگاه کند.



دو هفته پیش با بچه ­های انجمن هم ­اندیشان برای بازدید از نقوش برجسته­ ی تنگ چوگان، به بیست کیلومتری کازرون آمدیم و بر حسب اتفاق نوجوان ­هایی را دیدم که همچون سال­ های کودکی و نوجوانی من خود را به آب رودخانه ­ای سپرده بودند که تقریباً چیزی از خروش سال­ های پیشش باقی نمانده بود. خاکریزی که سال ­هاست در مقابل یکی از دیواره­ های رودخانه ایجاد می ­شود، اندک آبی را جمع کرده بود تا نوجوانان سرزمین من باز هم بتوانند لذت دل سپردن به آب شاهپور را درک کنند. گرچه دقیقاً نمی ­دانم آیا کودکان امروز می ­توانند همچون این نوجوانان لذت شنا کردن در آب شاهپور را طی سال ­های آینده تجربه کنند یا نه.

کاهش شدید آب این رودخانه­ ی تاریخی گرچه هنوز فرصت شاد بودن را به این نوجوانان داده، اما کشاورزان زیادی را که در پایین دست، از آب رودخانه و انشعاب­ های آن برای کشاورزی استفاده می­ نمودند را شاد نمی ­کند. چند سالی است کشاورزی و باغداری منطقه­ ی شاهپور با افت شدید مواجه شده و بنا بر اخباری که این روزها منتشر می ­شود، خیلی از کشاورزها و باغدارها، زمین ­های خود را رها کرده و نمی ­دانند دست به آسمان بلند کنند یا آنکه در مقابل اقدامات کارشناسی نشده و کارشناسی ­های اقدام نشده واکنش نشان دهند.

بجوش رودخانه ی من. پرخروش می ­خواهمت همیشه آبیِ سرزمین تاریخی و سبز من. من و ما در کنارت هستیم..

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 8:14  توسط محسن عباسپور   |